السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
115
تفسير الميزان ( فارسي )
به اينكه در حق افتراق و تفرقه و پراكندگى نيست ، باز در آيه ( وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِه ، راه ها را دنبال مكنيد ، كه از راه او متفرقتان ميسازد ) « 1 » ، نظر كن ، كه راه خدا را يكى دانسته ، و راه هاى ديگر را متعدد ، و متفرق ، و تفرقه آور دانسته است . حال كه امر بدين منوال است ، يعنى ميان اجزاء حق اختلاف و تفرقه نيست ، بلكه همه اجزاء آن با يكدگر ائتلاف دارند ، قرآن كريم هم كه حق است ، قهرا اختلافى در آن ديده نميشود ، و نبايد ديده شود ، چون حق است ، و حق يكى است ، و اجزاءش يكدگر را بسوى خود مىكشند ، و هر يك ساير اجزاء را نتيجه ميدهد ، هر يك شاهد صدق ديگران ، و حاكى از آنها است . و اين از عجائب امر قرآن كريم است ، براى اينكه يك آيه از آيات آن ممكن نيست بدون دلالت و بى نتيجه باشد ، و وقتى يكى از آيات آن با يكى ديگر مناسب با آن ضميمه مىشود ، ممكن نيست كه از ضميمه شدن آن دو نكته بكرى از حقايق دست نيايد ، و همچنين وقتى آن دو آيه را با سومى ضميمه كنيم مىبينيم كه سومى شاهد صدق آن نكته مىشود . و اين خصوصيت تنها در قرآن كريم است ، و به زودى خواننده عزيز در اين كتاب در خلال بياناتى كه ذيل دسته از آيات ايراد مىكنيم ، به اين خاصه بر خواهد خورد ، و نمونه هايى از آن را خواهد ديد ، اما حيف و صد حيف كه اين روش و اين طريقه از تفسير از صدر اسلام متروك ماند ، و اگر از همان اوائل اين طريقه تعقيب ميشد ، قطعا تا امروز چشمه هايى از درياى گواراى قرآن جوشيده بود ، و بشر بگنجينه هاى گرانبهايى از آن دست يافته بود . پس خيال مىكنم كه تا اينجا اشكالى كه كرده بودند جواب داده شد ، و بطلانش از هر دو جهت روشن گرديد ، هم روشن شد كه منافات ندارد انسان ، واضع لغت باشد ، و در عين حال قرآنى نازل شود كه خود وضع كننده لغت عرب را از آوردن مثل آن عاجز سازد ، و هم روشن گرديد كه ممكن است از ميان قالبها و تركيبهاى لفظى ، چند تركيب ، معجزه باشد ، و اينكه در جهت اولى گفتند : سازنده لغت عرب انسان است ، چطور ممكن است كتابى عربى او را عاجز كند ؟ باطل است ، و اينكه در جهت دوم گفتند بفرضى هم كه از ميان تركيبات يك تركيب معجزه در آيد نيز باطل است . معجزه در قرآن بچه معنا است ؟ و چه چيز حقيقت آن را تفسير مىكند ؟ هيچ شبهه اى نيست در اينكه قرآن دلالت دارد بر وجود آيتى كه معجزه باشد ، يعنى خارق
--> 1 - سوره انعام آيه 153